يا امام رضا

ای بابا عجب ملت باحالی داريم ايميل بارون شديم 7.gifز بس پيام تسليت فرستادين عزيزان من
بابا من ناراحت نیستم به پیر به پیغمبر ناراحت که نیستم هیچ خوشحالم هم هستم هيچی کارم در اومد از فرذا بايد قرآن به دست بشينم پای کامپيوتر هی واستون قسم بخورم2.gif
از شما به خاطر همدردیتون ممنونم ولی خواهش ميکنم تو مشکل جديد کمکم کنيد2.gif
قربان همتون6.gif
من چند روزی کار داشتم فراوان
راستش داشتيم آش پشت پا می پختيم که پخش کنيم خونه در و همسايه
خلاصه یه ایل رو دعوت به همکاری کردیم بابت پختن و خوردن
ما از اونجائی که آشپز روزه دار بود نمی تونست طعم آش رو بچشه
هر روز آش ما يه طعم جديد داشت
مثل اینکه میخواد تست بزنه چشمشو می بست کشک و رشته ونمک اضافه میکردe.gif
دیگه خدا بداد خورنده برسه
چون دیدیم خوردن این آش فقط مردم و راهی بیمارستان میکنه از پخش آش صرفنظر کردیم
واسه همين مجبور ميشديم فرداش يه آشپز جديد بياريم و اون آش رو خودمون بخوريم اين برنامه همچنان ادامه داره و من از بس آش خوردم شل و ول و از زندگی بیزار شدم
بابا من دیگه همه چی رو آش میبینم زندگی واسم نمونده2.gif
کلی اضافه وزن پیدا کردم شکم و زیر شکم آوردم9.gif4.gif
چشمام شده رنگ کشک. چشم این شکلی دیده بودید؟5.gif
گه خيلی راست ميگين و همدردين بيائن تو خوردن اين آشهای بی مزه کمکم کنيد
الان من موندم و چند تا دیگ آش
ی بار ديديم مادره نيست گفتيم بهترين فرصته که از دست اين بلای آسمونی راحت شيم
با مکافات ريختيم تو چند تا ظرف و زديم از خونه بيرون
چشمت روز بد نبينه
ی خرابه پيدا کرديم تا رفتيم خاليشون کنيم مامور شهرداری رسيد
اول زد تو گوشمون بعد هم به عنوان اختلال در نظم شهر گرفتن ما رو زنگ زديم واسه
پارتی که بيان ما رو در بيارن خلاصه با بدبختی و تعهد اينکه به مدت يک ماه
خيابونهای شهر رو جارو کنم اومديم بيرون
اين دفعه روش رو عوض کرده آش رو ريختم تو کيسه پلاستيکی
که از تو ماشين پرتشون کنم بيرون
آخراش بود داشت تمام ميشد
تو آينه نگاه کردم ديدم پشت سرم ماشين نيست
چشمتون روز بد نبينه همينکه انداختيمش بيرون يه صدائی اومد يه چيزی خورد به ماشين
بله عزيزان يه موتوری از بغل ماشين داشت رد ميشد خورده بود تو صورتش
منم که پياده شدم ببينم صدای چيه
گرفت ما رو تا ميخورديم زد e.gif
حالا منم موندم واین شهر خراب شدهکه باید هر روز جاروش کنیم
یه دست و یه پای شکسته و دو تا چشم از کاسه در اومده2.gif
حالا ميگين چی کار کنم
از اينجا هم نميتونم فرار کنم چون هر ۲ ساعت بايد برم به پاسگاه خودمو نشون بدمe.gif

/ 4 نظر / 3 بازدید
طاهره

سلام...من نفهميدم چي شد...چه خبره؟...

راحله

سلام . اينا خاطره اس يا خواب ديدي؟!

MOSTAZAF

SALAM GERYE NAKON KHOOB BE KHORDE MAHA DADY DIGE CHI MIKHAI

azar

من هم نفهميدم چی شد چه خبره... ولی خيلی خوب بود ..چون تولد منه... يک آذر تولدم آدرس ميل سولملينا