کنگره زنان

اي داد
کارخونه که فروخته شد و ما
اين دفتر دستکمونو جمع کرديم عينهو کاووسي آورديم خونه
گفتيم حالا که خونه نشين شديم يه دستي به سر و روي خودمونو اين وبلاگه فکستني بکشيم که پرشين بلاگ نمي دونم چينيش شکست چه مرگش بود
که من از ذوق و شوق افتادم
اين وسط اين مادرمون هم که چون چشمش زياد به من ميفتاد باز فيلش ياد فنجون کرد عزب قلي بودنمون رو هي بهونه کرد
بدبختي باز شروع شد
نمي دونم اين جلسه هاي زنونه رو کي اختراع کرد ميرفت ميومد دختر جديد ميديد ميشست ۲ ساعت هي از قد و بالاش ميگفت منم که هيچ از بوغ هم بدتر
تنها بديش اينه که نميشد موقع شام و ناهار ارد داد تا يه چيزي ميگم ميگه بلد نيستم بپزم تو عرضه داري بهتر از من بيار
فقط دعا ميکنم اين کنگره زنان تاطيل بشه

/ 6 نظر / 4 بازدید
حامد

بابي جون ي راه حل اساسي بهت پيشنهاد ميکنم تا ديگه اذيت نشي اونم اينه که از اين به بعد بدي يدونه عکس منو بردارن ببرن تو اين مجلس ها! حالا فايدش چيه؟ از اونجا که حاجيت ماه ماهِ،

حامد

کل مجلس مشغول فل دادن دختراشون به طرف من مي شن و ديگه کسي سعي نمي کنه دخترشو بهت بندازه :)

راحله

نيست كه تو هم بدت مياد!!!!!!!!!!!

شبنم

من فکر میکنم اگه نوشته هات رو بولد ننویسی راحتتر بشه خوندشون ولی به هر حال بولد یا غیر بولد بامزه ن

شبنم

من که فکر میکنم اگر نوشته هات ر و بولد ننویسی راحت تر میشه خوندشون ولی به هر حال بولد و یا غیر بولد با مزه ان

شبنم

من که فکر میکنم اگر نوشته هات ر و بولد ننویسی راحت تر میشه خوندشون ولی به هر حال بولد و یا غیر بولد با مزه ان