دليله شکست طرح خانه عفاف

پسری اتفاقي ميره خواستگاري دختري که قبلا باباي دختره رو تو خونه عفاف ملاقات ميکرده حالا دوتايي روبروي هم نشسته ولبخند تحويل همديگه ميدن و تو دل هر کدومشون غوغاست
پدر دختر:من که ميدونم تو اهل زن و زندگي نيستي

خواستگار: اي داد عجب غلطي کرديم خونه عفاف رفتنمون چي بود
پدر دختر:گه بهت دختر بدم که بدبختش ميکنم اگه ندم که خودم بدبخت ميشم واي اگه زنم بفهمه
خواستگار:جهنم ميتوني بهم دخترتو نده يه  دختري نشونت ميدم که حض کني
خلاصه بعد از کلي  نشستن  پدر دختره با پسره ميرن تو اتاق که مثلا آخرين صحبتهاشونو بکنند
 حالا خدا ميدونه که اون تو چه غوغايي بود که بعد از 2-3 ساعت خونين و مالين ميان بيرون
ولي با لبخند زوری  و ميگن مبارکه انشالله
6ماه بعد
تو اينجا چيکار ميکنی

 خودت اينجا چيکار ميکني 
دخترم تو خونه منتظرته حالا تو ميای اينجا کثافت  
من جووني کردم خودت چي سر پيري و معرکه گيري توبه مادر زنم خيانت ميکنی تو خجالت نکشيدی تو اين سن ميای اينجا ميری  من به زنت ميگم  تو هم اگه ناراحتی بيا دست دخترتو بگير و ببرش
فردا صبح تيتر روزنامه ها داماد و پدر زن همديگه رو کشتند
بله عزيزانم يکي از دلايل به پايان نرسيدن طرح خانه عفاف همين موضوع بوده
وروجکستان

زين پس به واژه زشت و نامانوس   شورت بگوييد گلدان

  
نویسنده : وروجک ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :