همون ويلای قبلی که نيومد

يادش بهخير يه بار يکی از بچه ها با دوست دخترش قرار داشت اين يه تيکه خيابونو باور نميشه کرد از ساعت ۵ تا ۱۱ شب هی رفتيم بالا اومديم پايين ولی از دختر خبری نبود که نبود منم که ديگه شده بودم نمک رو زخم واسه رضا بهش ميگفتم

رضا الان يکی تورش کرده با هم نشستن لبه ساحل خاک بر سرت کنند احتمالا هم سرش الان رو شونه های پسرست  مارو هم الاف کردی بيخود داريم ميگرديم دنبالش(با بغض) ميگفت نه  گفتم: غلط کردی نه پس چرا مبايلش خاموشه هی بگو عشق منه عزيز منه بيا اينم عزيزت چه عزيزی وای معلوم نيست الان عزيزه کيه خلاصه ديگه داشتم از سر درد ميمردم انگاری راستی راستی هم داشت حرفام درست از آب در ميومد

رضا بدبخت هم که حرف نميزد  منم اومدم دلداريش بدم مثلا گفتم  بابا مگه دختر تور کردن کاری داره بيا الان يکی واست تور ميکنم ناراحت نباش

همينجوری بدونه اينکه ببينم سرمو بردم بيرون  گفتم سلام وای عجب خاکی به سرم شد عجب سوتيی دادم

دختر همسايه بود کلی فحش به رضا و دوست دخترش دادم  گفتم رضا بد بخت شدم الان اگه برم ويلا احتمالا تمام ايل و تبارشو آورده که چرا سلام کردم

يا هيچی از اين به بعد حسابی پا ميده خلاصه به خير گذشت وفک و فاميلاش نريختن سرمون فقط طرف ديگه اشک مارو در آورده بود با ايما اشاره  براش هم مهم نبود اينهايی  که همراتن ببينند يا نه بعد ۲ سال از بس پا داد به اين نتيجه رسيد احتمالا که اين پسره يا خيلی کلاسش بالاست يا بوغه بوغه که احتمال دوميش بيشتر بوده.

 خب حالا شما بگين دختر تور کردن سخته يا نه؟

هواستونم باشه موقع سلام کردن اول نگاه کنيد تا دختر مردم الافتونشه

(راستی بعد ها معلوم شد طرف ليه ساحل بوده با .....

  
نویسنده : وروجک ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٢
تگ ها :