راز

دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقله زر؟
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته ست در بر
مرد حیران شدو گفت:
حلقه خوشبختی ست حلقه زندگیست
همه گفتند
مبارک باشد مبارک باشد
دخترک گفت
دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفا شد هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
این حلقه که در چهره او باز هم تابش و درخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
(فروغ)

  
نویسنده : وروجک ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۱
تگ ها :