يه فيلم کوتاه


یه حاج آقا بود
یه منشی داشت
حاج آقا+ منشی=عاشق و دلداده
حاج آقا زنو بچه داشت و پدر زنه حاجی از اونمدل حاجی ها که همه کاری ازش بر میاد
حاجی رو پولدار کرده بود و میخواست نماینده کنه که چی شد
منشی =من حامله م
 من دوستت دارم ولی بچه رو بنداز
من دوسش دارم نمیندازمش سرش میشکنه
نه یواش بنداز سرش نشکنه
خلاصه حاج آقا بزرگه فهمید رو به حاجی این بچه شر میشه
حاجی +منشی=دعوا
منشی +کتک=دیوار
بمنشی خورد به دیوار و خود به خود بچه کورتاژ
منشی +وکیل =تقاضایه  آزمایش ژنتیک
دادگاه=شما جناح مخالف و توطئه سیاسی علیه یه حاج آقایه خوب
خلاصه رد شکابت منشی
بعد حاج آقایه بزرگ کاری میکنه انگاری منشی از زندگیش خسته وخودکشی
این بود فیلم تیک

يکي اومده ادعايه فضل کرده ولي فکر کنم بيشتر ادعايه فضله کرده خب چه کنيم فضله هميناست که ميشه کودبايد بگم اگه يه آينه قدي رو  رو قدش خوابوندي و تونستي خودتو ببيني نشون دهنده اين نيست که قدت بلند شده تو فعلا ببين ميتوني از سواخ کليد جايي رو ببيني شايد برات تجربه بشه بدردت بخورهتازه  يه چيزه ديگه  تازه به دوران رسيده خيلي بهتر از کسيه که هرگز نرسيدهتازه گروه خونه هم انگاري جنسش خيلي خوبه وگرنه  تشنش نبودي اگه خیلی ادعات میشه منو اد کن   بهت بگم

 

  
نویسنده : وروجک ; ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸۳
تگ ها :